الفيض الكاشاني

249

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ظاهر و باطن خود بنگرد سپس در مرگ و سكرات آن ، سؤال منكر و نكير ، فشار قبر و مارها و كژدمها و كرمهاى آن بينديشد ، پس از آن در هول آواز نفخهء صور ، هول محشر به هنگام اجتماع خلايق در يك محل ، هول مناقشه در حساب و سختگيريها و خرده گيريهاى آن ، در صراط و باريكى و تيزى آن ، سپس در خطر اين كه او را در زمرهء اصحاب شمال قرار دهند تا از اهل دوزخ باشد يا به سوى اصحاب يمين برند تا در دار القرار فرود ايد فكر كند . سپس اهوال قيامت مانند صورت جهنّم و دركات آن ، گرزها و هراسهاى آن زنجيرها و غلها و زقّوم و چرك وريم و انواع شكنجه‌هاى آن ، و زشتى چهرهء موكّلان عذاب را به ياد آورد و بداند كه هر زمان پوست بدن دوزخيان پخته مىشود پوست سوختهء آنان مبدل به پوست تازه‌اى مىگردد ، و هرگاه بخواهند از جهنّم بيرون آيند بى درنگ به آن باز گردانيده مىشوند . و هرگاه آنان آن را از دور ببينند صداى نفس برآوردن و در خشم شدن آن را مىشنوند ، همچنين همهء آنچه را در شرح جهنّم در قرآن آمده به خاطر آورد . و هرگاه بخواهد حالت رجاء پيدا كند بايد دربارهء بهشت و نعمتها و درختها و ميوه‌ها و حوريان و ولدان و نعيم جاودانى و سلطنت هميشگى آن بينديشد . بارى طريق تفكّرى كه موجب به دست آمدن علومى است كه ثمرهء آنها اتّصاف به احوال محبوب يا پاكيزگي از حالات نكوهيده مىباشد همين است ، و ما در مورد هر يك از اين احوال و افعال كتابى جداگانه گرد آورده‌ايم كه مىتوان براى تحصيل اين تفكّر از آن كمك گرفت . امّا در خصوص آنچه جامع همهء اين تفكّرات است چيزى سودمندتر از تلاوت قرآن توأم با تفكّر نيست ، چه قرآن جامع همه مقامات و احوال و در آن شفاى همهء جهانيان است ، و در آن است آنچه موجب پديد آمدن خوف و رجاء ، صبر و شكر ، محبّت و شوق و ديگر احوال است ، و نيز در آن است آنچه انسان را از صفات نكوهيده باز مىدارد . از اين رو بايد بنده قرآن را همواره تلاوت كند و هر آيه را كه محتاج تفكّر است بارها اگر چه صدبار تكرار كند و در آن بينديشد ، چه خواندن يك آيه با تفكّر و فهم بهتر از ختم تمام قرآن است كه بدون تدبّر و فهم باشد و در هر كلمه‌اى تأمّل كند هر چند در طول يك شب باشد ، زيرا در طىّ هر كلمه‌اى اسرار بى شمارى است كه جز با دقّت فكر و صفاى دل و صدق بدانها آگاهى حاصل نمىشود . مطالعهء احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به همين گونه است ، چنان كه فرموده است : « به من سخنان جامع داده شده است « 1 » . » از اين رو هر كلمه‌اى از گفتار آن

--> ( 1 ) پيش از اين ذكر شده است .